تبليغاتX
به وبلاگ نیکی تجسمی خوش آمدید

آيت الله خامنه ای در ديداری از فارس و با اشاره به تخت جمشيد سخنانی گفته اند که دليل بسياری از وقايعی را که در طول چندين سال گذشته در ارتباط با ميراث های تاريخی و فرهنگی و طبيعی ما پيش آمده کاملاً روشن می کند. با سخنان ايشان اکنون ديگر به شکلی کاملاً مستند می شود گفت که دولت و حکومتی که زير نظر و تحت کنترل ايشان است نه از روی عدم مديريت، و نه از روی اشتباه و ندانم کاری، بلکه با برنامه ای حساب شده و به طور کاملاً عمدی به نابود سازی گذشته ی فرهنگی و تاريخی ما برخاسته است، چنان که به قول آقای بهشتی، يکی از مسئولين سابق سازمان ميراث فرهنگی، «در ده سال گذشته بيش از هزار سال تخريب انجام شده است».
با استناد به سخنان آيت الله خامنه ای، اکنون می شود ثابت کرد که چرا دولتی ها با «سياسی جلوه دادن» صدای حق طلبانه ی فرهنگ دوستان، طرفداران حقوق بشر، و مدافعان محيط زيست و ميراث طبيعی در ارتباط با اين تخريب ها، سعی در خاموش کردن صدای آن ها داشته اند.
اکنون می شود ثابت کرد که چرا دولت تنگه بلاغی را به آب بسته است، چرا می خواهد پاسارگاد را ويران کند، چرا هرمز اردشير را چراگاه گاو ها کرده است، چرا معبد زرتشت و نقش رستم را با ريل های قطار به لرزه انداخته است، چرا بر نقش های معابد و آثار مذهبی رنگ می پاشد، چرا بر دو سوی آرامگاه فردوسی بزرگ دکل های برق زده است، چرا در هر کجايی که اثری از گذشته ی قبل از اسلام ايران هست، سدی، پلی، ريل قطاری، زمين فوتبالی، آپارتمانی، هتلی برپا می شود و چشم که بر هم بگذاری اثری از آن چه بوده ديگر نخواهد بود.
اکنون معلوم می شود که چرا نماينده ی ايران در دادگاه های مربوط به کتيبه های هخامنشی شيگاگو شرکت نمی کند، و چرا کتيبه های قبلاً تحويل شده به ايران ناپديد شده اند.
اکنون آشکار می شود که چرا به کشورهای عربی برای به کار بردن نام خليج فارس اعتراض که نمی کنند هيچ، رئيس دولت شان در مراسم مخصوصی که با نام «خليج عربی» بر پا شده حضور می يابد.
اکنون می فهميم که چرا دريای «کاسپين» را به حراج گذاشته اند؛ چرا آثار باستانی را يا خراب می کنند و يا به قاچاقچيان اين آثار می فروشند؛ چرا می خواهند ميراث فرهنگی و تاريخی ما را به بخش خصوصی بدهند تا آن را تبديل به محل خوشگذرانی توريست های کشورهايی بکنند که شناختی از اين آثار ندارند و يا اهميتی به آن ها نمی دهند؛ چرا نقشه های عجيب و غريبی برای محصور کردن بناهای تاريخی بزرگی چون تخت جمشيد و پاسارگاد بوسيله ی ساختن درياچه و هتل و ريل قطار و برج و آپارتمان دارند.
اکنون روشن می شود که چرا وابستگان دولت برای تکثير فيلم های ضد ايرانی مثل «سيصد» و «اسکندر» هزينه های سرسام آوری می پردازند؛ چرا افرادی را به عنوان تاريخ شناس علم می کنند و تمام امکانات را در اختيار آن ها قرار می دهند تا فيلم های تبليغاتی عليه گذشته ی ايران بسازند و تخت جمشيد را «قلابی» قلمداد کنند و ايرانيان قبل از اسلام را «وحشی» می نامند، و تاريخ ما را انکار نموده و ساخته و پرداخته ی «صيهونيست» ها اعلام کنند.
ديگر هيچ کدام از اين چراها بی جواب نيست و اکنون به راحتی می شود گفت: اين ها نظر خليفه ی بزرگ شيعيان است.
آيت الله خامنه ای همين ديروز در فارس، در جايگاه يکی از مهمترين تمدن های بشری، و در جايگاه بزرگترين مردان تاريخ بشری، در بخشی از سخنرانی شان پيرامون تخت جمشيد گفته اند: «از يک منظر، اين آثار متعلق به جباران تاريخ ايران است و نفرت از استبداد و جباريت، اينگونه آثار را در چشم و دل انسان ها از جمله متدينين، بی‌جاذبه می‌کند
ايشان، با اشاره به تخت جمشيد، ايران ۲۵۰۰ سال پيش را زمانه ی استبداد و جباريت می خوانند، همان سرزمينی که تاريخ های جهان، از يونانی، و روسی گرفته تا چينی و اروپايی و ... معتقدند که طی آن ايران از مهم ترين و متمدن ترين سرزمين ها بوده است؛ سرزمينی که لوحه های بی سرپرست و هر دم در معرض حراجش در زيرزمين های دانشگاه شيکاگو ثابت می کنند که نه تنها نسبت به زمانه ای که در آن بخش بزرگی از جهان در آتش توحش می سوخت از حداکثر عدل و عدالتی که امکانش در آن زمان وجود داشت برخوردار بود بلکه به نسبت امروز ايرانی که زير نظر و کنترل آيت الله خامنه ای اداره می شود نيز کمتر بوی استداد و جباريت می داد.
نه! لازم نيست زياد بگرديم؛ کافی است با نگاهی سريع آن زمان و اين زمان را با هم مقايسه کنيم ـ آن هم حتی بدون توجه به فاصله ای دوهزار و چهارصد پانصد ساله در بين دو سوی مقايسه و فقط در مورد مسايلی بسيار ابتدايی اما مهم و بشری. تا ببينيم که در آن زمان جباريت و استبداد در ايران بيشتر بود يا حالا.
آقای خامنه ای در ادامه حرف هايشان، و در نگاهی مثلاً مثبت به تخت جمشيد می گويند: «اما از جنبه مثبت، نبايد فراموش کرد که اين آثار، به هر حال محصول سرپنجه هنرمند، ذهن خلاق، روحيه بلند نظر و "ذوق و ابتکار ايرانی" است و اين واقعيات، تخت جمشيد و ديگر آثار تاريخی را در سراسر کشور، مايه افتخار ملت ايران و جزو مفاخر تاريخی اين کشور قرار می‌دهد».
بايد پرسيد که آيا هنرمندان سرزمينی گرفتار استبداد و جباريت می توانند به چنان خلاقيتی برسند که برای ايشان ـ در امروز، قرن بيست و يکم ـ نيز مايه ی افتخار باشد؟ توجه کنيم که اکنون، يعنی ۲۵۰۰ سال پس از دورانی که دست هنرمند ايرانی تخت جمشيد را ساخت و در همان سرزمين و زير نظر و کنترل آيت الله خامنه ای، نقاشان هنرمند ايرانی اگر جز تمثال مبارک ايشان و همراهان شان را بکشند نه تنها به سختی می تواند اجازه ی نمايشگاه بگيرد بلکه بايد در فقر زندگی کند و خلاقيت و هنرش بپوسد و ويران شود، و شاعر و نويسنده اش برای انتشار نوشته هاشان پشت درهای وزارت ارشاد جوانی و زندگی ببازد، و فيلمساز و مهندس و معمار و متخصص و متفکرش بايد از ارائه ی تخصص و فکر خود دائم در هراس بوده و اکثرشان به نان شب شان محتاج باشند. به راستی کدام زمان، زمانه ی استبداد و جباريت است؟
نگاهی به تخت جمشيد و نگاهی به ليستی که باستانشناسان غربی و شرقی بر اساس مستندات تاريخی استخراج کرده اند نشان می دهد که کارگر سازنده ی تخت جمشيد، در زمانه ای که برده داری و بيگاری گرفتن از بردگان برای ساختن بناها در همه جای دنيا متداول بود، دستمزدی دريافت می کرد که ،به نسبت زمان، کارگر امروز ايرانِ زير نظر و کنترل آيت الله خامنه ای در حسرتش می سوزد. جباريت کدام است؟ در آنزمان نه رنسانس در غرب اتفاق افتاده بود، نه تحولات دوران صنعتی شدن يش آمده بود، و نه حقوق بشر و حق کار و ساعت کار را تعيين کرده بودند. اما در ايران هخامنشی کارگرانی که تخت جمشيد را ـ بعنوان کاخ ملل ـ ساختند از مرخصی و حقوق برخوردار بودند. اما اکنون کارگران سرزمين تحت کنترل آقای خامنه ای، در آغاز قرن بيست و يکم، ماه تا ماه حقوق نمی گيرند، و صدايشان اگر در آيد در زندان و شکنجه به سر می برند. جباريت کدام است؟
در ۲۵۰۰ سال پيش که در ديگر نقاط جهان سخنی از حقوق زنان نبود، و يک هزار سال پيش از ظهور اسلام که در شبه جزيره ی عربستان، به استناد کتاب ها و رساله های مورد تاييد آقای خامنه ای، «جاهليت» اعراب و زنده به گور کردن دختران برقرار بود، در همين تخت جمشيد مورد اشاره ی ايشان زنان متخصص و کارگری بکار مشغول بودند که دوشادوش مردها کار می کردند و برخی شان به عنوان سرکارگر و سرمهندس بر کارگران مرد نظارت داشتند و دستمزد بيشتری می گرفتند و، در عين حال، حق اداره زندگی خود و بچه هايشان را داشتند و از مزايای مرخصی برای زايمان و وجود مهد کودک استفاده می کردند.
و اکنون، در زمانه ای که اکثر مردمان جهان به درک و باور مفاهيمی چون برابری حقوق رسيده اند، زير نظر و کنترل ايشان، زنان ما همچنان با سنگسار زنده به گور می شوند و هر روز بيش از روز قبل به درون خانه ها رانده شده و مدام به آن ها گفته می شود که يادتان باشد، وظيفه ی اصلی شما زاييدن است و خدمت کردن به شوهرانتان.
در ايرانِ زير نظر و کنترل آيت الله خامنه ای زن ها اجازه ی تحصيل در برخی از رشته های دانشگاهی را ندارند به بهانه «سنگين بودن برای زن ها»، اما اين همان کارهايی است که در زمانه «جباريت و استبداد» مهندسين زن شاغل در ساختن تخت جمشيد آنها را به راحتی انجام می دادند.
و بالاخره، خليفه شييعيان، با آن چه که در تخت جمشيد گفتند، ثابت کردند که نسبت به ما ايرانی ها حتی از اسکندر نيز بيگانه ترند، چرا که اگر اسکندر (احتمالاً) تخت جمشيد را به آتش کشيد اما حداقل چون پا به دشت پاسارگاد نهاد، با احترام از پلکان آرامگاه کورش بزرگ بالا رفت تا به ياد ونام مردی استثنايی احترام بگذارد که اگرچه هموطن او نبود، و اگرچه دين او را نداشت، اما کسی بود که حقوق انسان ها را بی توجه به مذهب و آئين شان به رسميت شناخت، حتی در کشورهای مغلوب، هيچ مذهبی را بر ديگری برتری نداد، و سايه ساری گشود که ملت ها، و پيروان اديان مختلف در آن با آزادی و به شادمانی می زيستند؛ و اين تازه يکی از ده ها کاری است که کسانی چون آيت الله خامنه ای هنوز توان انجام نظايرش را حتی برای مردم سرزمينی که ظاهرا همدين و هموطن او هستند نيز نمی تواند انجام دهد.

هفتم می ۲۰۰۸
shokoohmirzadegi@gmail.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:21  توسط نیکی تجسمی  | 

عکس ها
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:53  توسط نیکی تجسمی  | 

روی تصاویر کلیک کنید:

     

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:20  توسط نیکی تجسمی  | 

 
از میان 9 شكل زیر ، تصویر مورد علاقه خود را انتخاب كنید . توجه داشته باشید كه رنگ و شكل ، هر دو برای شما خوشایند باشند . سپس توضیح مربوط به هر
شكل را بخوانید و ببینید چه شخصیتی دارید
 
 
 
 
http://aycu21.webshots.com/image/44380/2003563069868104375_rs.jpg
 

تصویر شماره (1)
 
"معقول و سازگار"
در زندگی به رفتار و عشق ساده و بی پیرایه اهمیت می دهید. دیگران به شما اعتماد می کنند. به دوستان نزدیک خود امنیت و آرامش می دهید. اطرافیان به عنوان شخصی خونگرم و با محبت شما را تحسین می کنند. از موارد پیش پا افتاده و کلیشه ای دوری می نمایید. لباس و پوشش شما ساده ولی آراسته است.
تصویر شماره (2)
"تحلیل گر، قابل اعتماد و متکی به خود"
حساسیت کنونی شما همیشگی است. همیشه تمایل دارید که اطراف خود را با چیزهای زیبایی محصور کنید تا مورد توجه دیگران قرار گیرید. فرهنگ نقش مهمی در زندگی شما دارد.
خود را با وقار و کم نظیر می دانید و به سطح فرهنگی افرادی که با آنها در ارتباط هستید، اهمیت می دهید.
 تصویر شماره (3)
"آسوده خاطر ، سرحال و بانشاط"
عاشق زندگی آزاد هستید و سعی می کنید که حداکثر استفاده و لذت را ببرید. اعتقاد دارید که هر فرد فقط یک بار زندگی می کند. نسبت به مسائل مختلف بسیار کنجکاو و صادق هستید هیچ چیز برایتان بدتر از مقید بودن و محدود کردن نیست. همیشه آماده و مشتقاق رویدادهای غیر منتظره هستید.
تصویر شماره (4)
"مستقل و نامعلوم"
خواستار زندگی آزاد و بدون وابستگی هستید تا خودتان مسیر زندگی را مشخص سازید. تمایل هنرمندانه ای در کار و فعالیت های خود دارید. به آزادی خود اعتقاد دارید و بعضی اوقات کارهایی می کنید که برخلاف موردی است که از شما انتظار می رود. شیوه زندگی شما بسیار فرد گرایانه است. برطبق عقاید و باورهای خود زندگی می کنید و از تقلید خوشتان نمی آید.
تصویر شماره (5)
"دورن گرا " احساس و متفکر"
ترجیح می دهید تنها باشید تا این که بحث و گفت و گوی کلیشه ای با دیگران داشته باشید. رابطه ی محکمی با دوستان خود دارید و این کار به شما یک آرامش درونی را که به آن احتیاج دارید، تقدیم می کند. از سطحی بودن بیزارید. می توانید برای مدت طولانی تنها باشید و خیلی کم خسته می شوید
تصویر شماره (6)
"عمل گرا، مطمئن به خود و ماهر"
مسئولیت زندگی خود را به عهده می گیرید و به رفتار و کار خود بیشتر از شانس اهمیت می دهید. مسائل مختلف را به صورت عملی و ساده حل می کنید. نگاه واقع بینانه ای به اتفاقات روزمره زندگی دارید و سعی دارید مسائل را بدون تزلزل حل کنید.
تصویر شماره (7)
"آرام و محتاط"
شما شخص بی تکلف، راحت و محتاطی هستید. به راحتی دوست پیدا می کنید  اما از خلوت خود لذت می برید. بعضی اوقات دوست دارید تنها باشید تا به معنای واقعی زندگی بیندیشید و لذت ببرید. به آرامش احتیاج دارید، بنابراین به مکان های مخفی زیبایی می روید. اما  گوشه گیر نیستید با این کار آرام می شوید و سپاسگزار زندگی خواهید بود.
تصویر شماره (8)
"عاطفی ، خیال پرداز و احساساتی "
شخصی بسیار حساس هستید. از دید منطقی و عاقلانه به مسائل نمی نگرید. احساس تنها چیزی است که برایتان مهم است. همچنین رؤیا و آرزو در زندگی تان با اهمیت می باشد. نسبت به افرادی که احساسات و عواطف را نادیده می گیرند و فقط منطق برایشان مهم است، بی اعتنا هستید، و اجازه نمی دهید که احساسات و روحیه شما محدود شود.
تصویر شماره (9)
"فعال و اجتماعی "
به ریسک در زندگی علاقه مندید. دوست دارید کارهای متفاوت و جالبی انجام دهید و یا از دیگران بیاموزید. از یکنواختی زندگی بیزارید و دوست دارید نقش فعالی در کارها داشته باشید مایلید در همه کارها پیشقدم باشید
 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:58  توسط نیکی تجسمی  | 

 
 
ایشان وزیر امورخارجه دولت مهرورز آقای احمدی نژاد می باشند. البته گرچه آقای متکی وزیر محترم امورخارجه می باشند اما ایشان از بدو ورودشان به این وزارتخانه به تحول و بازنگری ای در این وزارتخانه پرداخته اند و موفق شده اند نام این وزارتخانه و عملکردش را کمی متحول نمایند و این وزارتخانه را از امور خارجه به وزارت رفاقت و امور خارجه تبدیل نمایند!

امروزه این وزارتخانه در مدت کوتاهی به چندان موفقیت چشمگیری دست یافته که توانسته کل بستگان و دوستان آقای متکی و دیگر معاونان آن وزارتخانه را گرد هم بیاورد، شاید بسیاری از این اخبار و اطلاعات را شما جسته و گریخته تا کنون خوانده باشید اما سعی می شود در این مقال با هم نگاهی دقیق تر به این موضوع بیاندازیم :

همسر آقای متکی خانم طاهره نظری مهر که دکتر داروساز و از کارمندان سازمان بهزیستی کل کشور بوده اند بدون اینکه تخصصی در حوزه امور خارجه داشته باشند ناگهان به وزارت امورخارجه به عنوان مشاور وزیر منتقل شدند ایشان که در بهزیستی داروسازبخش توانبخشی بودند با بیست و هشت سال سابقه کاری این روزها مشاور شده اند تا بتوانند چند وقت دیگر بازنشست بشوند و از حقوق و مزایای بازنشستگی یک مدیر کل ارشد استفاده کنند .

همسر آقای شیخ عطار نیز خانم فریبا نمازی که پیش از این ناظم دبیرستان دخترانه امام سجاد در منطقه هفت تهران بوده اند به محض اینکه همسرشان قائم مقام وزارت امور خارجه شدند به این وزارتخانه منتقل شدند و مدیر و معلم و ناظم مدرسه را نیز با خود آوردند به وزارت امورخارجه تا دور هم باشند و حالا این خانمها در آنجا چه می کنند خدا عالم است !؟

خانم متکی که البته بسیار جویای نام نیز هست علاوه بر نظارت بر انتصابات و نقل و انتقلات به عنوان مثال دو ماه پیش که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي سمیناری را با نام " زنان نخبه مسلمان " در نظر داشت برگزار نماید مبلغ هفتادو پنج میلیون تومان را به دبیرخانه سمینار از بودجه وزارت امورخارجه اهدا نمودند تا از وی در سمینار به عنوان یک زن موفق و نخبه نامبرده شود! . از دیگر شاهکارهای آقای متکی و خانواده محترمشان اینکه در اسفند سال 1386 هنگامی که آقای متکی در یک هیات دیپلماتیک قصد عزیمت به کشور سوریه و لبنان را داشتند این افراد نیز حضور داشتند :

خانم طاهره نظری مهر- همسر آقای متکی به عنوان کارشناس زنان خانم معصومه متکی - دختر آقای متکی ( دانشجوی فیزیک دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز) به عنوان کارشناس قراردادهای عمرانی
آقای حمیدرضا متکی - پسر آقای متکی (از تحصیلات ایشان اطلاعی در دست نیست) به عنوان مدیر هماهنگ کننده هیات اعزامی ، البته لازم به یادآوری نیست که همه این افراد و هیات باهواپیمای تشریفاتی دولت ایران به سوریه و لبنان رفتند ، همان هواپیمایی که در زمان دولت آقای خاتمی خریداری شد وجنجالهایی برپا کرد و دولت آقای احمدی نژاد به محض آمدن گفته بود آنرا فراموش کنید ما احتیاجی به این هواپیمای طاغوتی نداریم !

یک نکته جالب دیگر چندی پیش وزیر امورخارجه سوئیس به ایران سفر نموده بود که همگان مطلعید درسومین شب حضور ایشان در رستوران باغ گیلاس وزارت امورخارجه ضیافت شامی برگزار نموده بود که هیات سوئیسی با جمعیت پانزده نفر و تیم ایرانی با تعداد بیش از هفتاد نفر در آن ضیافت بودند که در میان آنها بازمیتوانیم به همسر و فرزندان آقای متکی باجناقهای ایشان و بسیار جالب تر شوهر خاله آقای متکی هم اشاره کنیم . اما حالا که صحبت فامیلهای آقای متکی شد لازم است که باجناقهای آقای متکی هم اشاره نمائیم :

آقای متکی مفتخر به داشتن چهار باجناق هستند که به محض به وزارت رسیدن آقای مجتبی مردانی باجناق بزرگتر را سر کنسول جمهوری اسلامی در حیدر آباد می نمایند و آقای علی صمد لکی زاده را که قبلا درجه دار سپاه پاسداران بودند با مدرک سیکل به عنوان معاون اداره مجمع شیمیایی و خلع سلاح وزارت خارجه منصوب کردند و آقای علی حلمی باجناق دیگر را مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در لندن نمودند و دیگری را آقای حمید میرزایی مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در بمبئی هند نمودند . البته لطف ایشان فقط شامل حال باجناقها نشده ایشان دو برادر خانم گل و ناز هم البته دارند ! ، که از قضا آنها هم تا قبل از به وزارت رسیدن ایشان بیکار بودند که با آمدن آقای متکی به وزارت امورخارجه شکر خدا این معضل نیز برطرف گردیده آقای جواد نظری مهر رایزن امور کار سفارت ایران در بحرین گردیدند و آقا وحید هم مسئول امور دانشجویی در سفارت ایران در مالزی

  . آقا منوچهر خان وزیر خود نیز از اعضای کانون فارغ التحصیلان شبه قاره هند می باشند که البته قبل از دوران وزارت دبیر کل این تشکل سیاسی بوده اند ایشان با وزارت رسیدن البته استعفاء دادند از این سمت اما از آنجا که خیلی دلشان برای دوستان هم تشکلی و هم حزبی شان تنگ می شده و طاقت دوری آنها را نداشته تصمیم میگیرد حالا که خودشان نمی توانند در آنجا باشند دوستانشان را به وزارتخانه بیاورند اینجا بود که این اقدامات احساسی و عاطفی را انجام می دهند :

آقای سید مهدی نبی زاده از دوستان دوران تحصیلشان را که در همان کانون هم بودند ومهندس فارغ التحصیل از شهر بنگلور می باشند را که در وزارت ارتباطات و در شرکت مخابرات به عنوان کارپرداز مشغول بودند را به وزارت امورخارجه منتقل و به عنوان معاون اداری و مالی انتصاب می نمایند اما بعد از گذشت 20 ماه مهدی خان دلشان را این معاونت می زند و فیلشان هوس هندوستان می کند اینجا بود که آقا منوچهر ایشان را به عنوان سفیرجمهوری اسلامی،در هندوستان منصوب می نمایند ، مهدی خان البته در آن 20 ماه معاونت اداری و مالی خود به نحو حریصانه ای به ماموریت های موقت پرداخت و از کلیه سفارت خانه ها و سر کنسول گری های جمهوری اسلامی، دیدن کرده و در همین گذر به بیش از 100 کشور سفر کردند .

آقای مجتبی کولیوند که ایشان نیز کارمند عادی شرکت مخابرات و دانشجوی دانشگاه پونه و نیز عضو همان کانون بودند به عنوان مدیر کل ابنیه و اموال وزارت امورخارجه انتخاب شده وی پس از 2 سال و سفرهای متعدد به خارج از کشور به آقا منوچهر می گوید من را هم سفیر کنید اما به علت نمی دانیم چه چون با سفارت او مخالفت شد ایشان هم قهر کرده و از وزارت خارجه رفت منتها دیگر به شرکت مخابرات برنگشت و هم اکنون مشغول برجسازی در تهران هست .

آقای ماشاالله شاکری هم که فارغ التحصیل دانشگاه دهلی می باشد و قبل از وزارت دوستشان منوچهر خان در سازمان کشتیرانی کارمند روابط عمومی بودند رابر اساس شایستگی های که حتما داشته به عنوان سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان منصوب می نمایند .

آقای حیدر رضا ضابط که ایرانی الاصل و متولد هندوستان بوده اند و قبل از وزارت آقا منوچهر درآستان قدس خادم حرم امام رضا بودند را به عنوان کارشناس سیاسی وزارت خارجه در سفارت ایران دراسلام آباد انتصاب می نمایند .

البته آقای سید علی حسینی هم که معرف حضور همه می باشد دیگر سخنگوی وزارت امورخارجه ایشان هم از دانشجویان عضو کانون دانشجویان شبه قاره هند بوده اند

.قصه شایسته سالاری آقای متکی بسیار طولانی شد پس بگذارید مابقی را فهرست وار با هم از نظر بگذرانیم:

مهدی محتشمی ،رئیس اداره انبیه ساختمان وزارت خارجه .ایشان قبلا کارمند عادی سازمان بهزیستی بودند که بازنشسته شده بودند و البته توسط متکی خان خدمت او بمدت نامعلوم تمدید می شود .

آقای خسرو رضازاده کارشناس سفارت جمهوری اسلامی در نیجریه می باشند ایشان نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد.

آقای مسعود زمانی سر کنسول ایران در کراچی می باشند ، ایشان نیز از دانشجویان فارغ التحصیل هند می باشند .

آقای فرقانی از کارشناسان ابنیه و اموال سفیر ایران در ترکمنستان می باشند ، وی هم ولایتی آقای متکی و از اعضای کانون می باشند .

آقای محمود بابایی رییس اداره اقتصادی وزارت امور خارجه می باشند ایشان نیز فارغ التحصیل هند و تا قبل از این سمت در خیابان امیر آباد تهران آژانس املاک داشتند .

عباس کاشفی دیپلمه ای که در وزارت خارجه کارمند عادی بودند و دوست فرزند آقای متکی می باشند ایشان هم اکنون رییس اداره خدمات وزارت امورخارجه می باشند .

آقای یدالله صمدی رییس اداره امور مالی وزارت خارجه که با وجود گذشت 2 سال از بازنشستگی وی به عنوان رییس اداره امور مالی منصوب شد ایشان از بستگان آقای متکی می باشند .

آقای حمیدی زارع علیرغم اینکه ماموریت وی به عنوان سر کنسول در نخجوان تمام شده بود از همان جا به عنوان سفیر به باکو عازم شد وی نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است.

آقای محمد مهدی آخوند زاده که از نمایندگی ایران در آژانس انرژی اتمی به سفارت ایران در آلمان ارتقاء یافت نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است همچنین آقای مصطفی آخوند زاده برادر مهدی آخوند زاده علیرغم اینکه باز نشسته شده بود نیز به عنوان سر کنسول در شهر اکتاو قزاقستان منصوب شده .

آقای مصطفی اعلایی سفیر ایران در کوبا می باشد ایشان نیز فارغ التحصیل هند و از دوستان آقای متکی است.

آقای مهدی نژاد به سمت رییس تشریفات در سفارت ایران در دهلی نو منصوب شد وی نیز فارغ التحصیل هند و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 21:4  توسط نیکی تجسمی  | 

برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زير اعلام می شود :

امريکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافيک ، 2 ساعت تفريح ناسالم  ، 2 ساعت تماشای تلويزيون ، 2 ساعت کار با اينترنت

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن

ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خيابان گردی

آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی

کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو

عربستان سعودی : 8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان ، 10 ساعت خواب

مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته

هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان

پاکستان : 4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب در حين کودتا ، 8 ساعت اعتراض عليه کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پليس

ايران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار  ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فلسفه و سياست

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 19:50  توسط نیکی تجسمی  |